حسن حسن زاده آملى

376

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

اللّذين ينزلان على المؤمن مبشّر و بشير . و قيل انّه انّما سمّى ملكا الكافر ناكرا و نكيرا لأنّه ينكر الحق و ينكر ما يأتيانه به و يكرهه ؛ و سمّى ملكا المؤمن مبشّرا و بشيرا لأنّهما يبشّرانه من اللّه تعالى بالرضا و الثواب المقيم . و ان هذين الاسمين ليسا بقلب لهما و انّهما عبارة عن فعلهما - الخ » « 1 » . و بدانكه اين معنى كه تمثّل ملكات نفس در موطن خيال به انشاء نفس به صور حسنه يا قبيحه است در لسان حكماى اقدمين تناسخ ناميده شده است و با تناسخ باطل فقط در لفظ اشتراك دارد ، و به عبارة أخرى تناسخ در كلمات آن بزرگان به معنى دخول در قالب اخروى است كه مناسب با ملكات نفس است مانند حديثى كه پيشترك از امام صادق عليه السّلام نقل كرده‌ايم كه فرمود : فإذا قبضه اللّه تعالى صيّر تلك الارواح فى قالب كقالبه فى الدّنيا . و اين معنى غير معناى تناسخ است زيرا بدن اخروى تمثّل صور غيبى است نه خود مادّهء عنصرى . و مراد از دخول در قالب اخروى همين معنى است چنان كه امام صادق عليه السّلام در حديث پيش بيان فرموده است كه : فيقول : انا رأيك الحسن الّذى كنت عليه و عملك الصّالح الّذى كنت تعمله . و قالب مثالى كه در سر زبانها است همين معنى است كه پديد آمده از صقع ذات نفس است نه قالب جداگانه‌اى كه روح از اين قالب بدن عنصرى به آن قالب تعلّق گيرد به‌طورى كه آن قالب ، بدن او ، و اين روح ، نفس او گردد و گرنه همان تناسخ باطل و غلط لازم آيد و اين تناسخ باطل در هر دو نشأه باطل است چه در دنيا و چه در آخرت . و برخى از عوام علماء كه تناسخ به همين معناى باطل را به پندارهايى بىاساس در آن نشأه صحيح دانسته‌اند ژاژ خاييدند چه اين رأى فائل مباين با حكم متين شرع مبين و مخالف عقل ناصع و برهان صريح است . و نيز بدانكه اين معنى تمثّل اعمال را اكثر متكلّمين در كتب كلامى و نيز برخى از علماى شامخين چون علّامه شيخ بهائى در « اربعين » از آن به تجسّم اعمال تعبير كرده‌اند . علّامهء بهائى در ضمن بيان حديث سىونهم كتاب مذكور پس از

--> ( 1 ) - « بحار » ج 3 ، ص 171 ، طبع كمپانى .